با هجوم ارتش عراق به مرزهای جنوبی کشور ما در شهریور 1359 جنگی آغلز شد که 8 سال به طول انجامید. این جنگ نسبتاً طولانی تأثیرات زیادی بر زندگی اجتماعی – سیاسی – اقتصادی و فرهنگی کشور داشت.در کنار ویرانیهای فراوان این جنگ بیش از نیم میلیون نفر جان خود را از دست دادند. اگر چه این جنگ با پذیرش قطعنامه 598 در سال 1368 به پایان رسید اما تأثیرات آن سالها باقی خواهد ماند.تجلی این رویداد در ادبیات داستانی معاصر ایران انعکاس نسبتاً عمیقی داشته است.
جنگ ها کارزاری مردانه اند اما همواره کودکان و خصوصاً زنان قربانیان خاموش و گمنام جنگ ها هستند.در این پژوهش تلاش شده جایگاه زنان ایثارگر را در داستان های جنگ مورد تحلیل قرار دهم. مبنای این پژوهش 54 رمان و داستان بلند جنگ در ایران است.
داستانهای جنگ را می توان با معیارهای گوناگون طبقه بندی کرد.شاید بتوان در یک تقسیم بندی کلی داستان های نوشته شده درباره جنگ را به 2 دوره تقسیم کرد.
دوره اول: شامل داستانهایی است که با آغاز جنگ و توسعاً تا پایان جنگ نوشته شده است.(1359 – 1368)
دوره دوم: داستانهایی را شامل می شود که پس از قبول قطعنامه نوشته شده است.
در دوره اول به دلیل وضعیت خاص جنگی داستان های نوشته شده به لحاظ دورنمایه و موضوع شباهتهای زیادی با هم دارند. دعوت به مقاومت و ایستادگی، ستایش دلاوری رزمندگان، تهییج عاطفی، شجاعتهای رزمندگان و بی رحمی دشمنان و ... از مضامین تکرار شونده این دوره هستند.در آثار نویسندگان این دوره اغلب رزمندگان شجاع، ایثارگر و خانواده آنها پشتیبان عاطفی آنها هستند.
در این داستان ها همه عوامل داستانی برای تعمیق و ترویج این مضامین حماسی – عاطفی دخیل می شوند.اغلب نویسندگان این دوره تجربه های نخست داستانی خود را با نوشتن درباره جنگ آغاز می کنند.*
اغلب آثار این دوره به لحاظ ساختاری تفاوت زیادی با آثار همین نویسندگان در دوره بعدی دارد.بسیاری از این نوسیندگان پیش از این که ادعای خلق اثر ادبی داشته باشند مدعی ادای دین و تکلیف هستند.
داستان های این دوره پیش از آن که به تحلیل و تعمیق موقعیتها بپردازند، بُعد تبلیغی بر ایشان اهمیت بیشتری داشته است. اگرچه این مضامین روایت تلخ جنگ را بازمی گوید اما اغلب با امید به پیروزی به پایان می رسد. در این داستان ها مرگ شخصیت اصلی یا فرعی داستان باعث یأس و دلمردگی و انفعال دیگران نمی شود و مرگ یکی از افراد دیگران را به مبارزه و مقاومت تشویق میکند.
اما در دروه بعد با پذیرش قطعنامه و پایان جنگف داستانهایی نوشته می شود که اگر چه برخی از انها ادامه همان دروه به حساب می آید، اما به لحاظ ساخت تفاوت آشکاری پیدا می کند چرا که نویسندگان آن اندوخته هایی از دوره پیش بدست آورده اند. از جمله این موضوعها در این دوره مضامین تازه ای مود توجه داستان نویسان قرار میگیرد.
روایت دلتنگی رزمندگان، شکستها ، مظلومیت و تهایی قهرمانان بازگشته از جنگ دغدغه فراموشی ارزشها، توصیف خانواده رزمندگان و شهدا در کشاکش مشکلات پس از جنگ و حتی تشکیک در مسئله جنگ و ضرورت ادامه آن و ... است
رح این مضامین در دوره اول به لحاظ وضعیت خاص جنگی، امنیتی و عمومی ممکن نبود. البته این نکته به این معنا نیست که در دوره نخست کسی داستان منتقدانه ای درباره جنگ ننوشته است بلکه اشاره به جریان غالب داستان نویسی این دوره است.
در دوره اول نگاه عمومی نویسنده یک رویکرد ایده آل گرایانه است این تلقی در تجلی حضورزنان در داستان هم نمود بارزی دارد.
زنان شخصیتهایی صبور- بردبار، شکیبا – هستند که اگر چه مصیبتهای فراوانی را تحمل می کنند اما شجاعانه و امیدوارانه برای رسیدن به پیروزی تلاش می کنند.
اما روایت نقش زنان در دوره بعد روایت واقع گراینه تری است. زنان این دوره زیر بار مصیبتها و آفتهای پس از جنگ می شکنند .
در یک نگاه آماری به داستان های جنگ می توان نمودار کلی نقش زن را در این نوع آثار را مشخص کرد.
از 54 رمان و داستان بلند جنگ که تا سال 1380 نوشته شده تنها 7 مورد آن را زنان نوشته اند(منیژه آرمین، طاهر ایبد، منیژه جانقلی، منیرو روانی پور، شهره وکیلی، شیوا ارسطویی، اعظم بروجردی)
از 47 رمان و داستان جنگ که مردان نوشته اند 8 مورد آن جنگ، بدون حضور زنان ترسیم شده است. حوادث این رمان ها اغلب در خط مقدم و صحنه های نبرد اتفاق می افتد و نشانی از حضور زنان نیست.(جنگی بود جنگی نبود:مجید قیصری، سفر به گرای 270 درجه:احمد دهقان، سر بر شانه زخمی ستاره: سعید ابوطالب، دوشنبه های آبی ماه: محمدرضا کاتب، نشانه های صبح: ابراهیم حسن بیگی)
از میان 54 رمانی که درباره جنگ نوشته شده تنها در 11 اثر زنان محور داستان قرار گرفته اند و در 36 اثر باقی مانده اگر چه زنان شخصیت اصلی نیستند اما از شخصیت اصلی نیستند اما از شخصیت های فرعی و مهم و تأثیرگذار در روند داستان به حساب می آیند.
برای روشن تر شدن حضور زنان در داستان جنگ می توان به لحاظ نقش زنان این آثار را طبقه بندی کرد.
زنان در میدان نبرد
در برخی از آثاری که بیشتر به روایت مقاومت های شهری و خصوصاً ماه های آغاز جنگ می پردازد و جلوه هایی از حضور زنان در عرصه رزم، بیان شده است.
اگر چه در آثار کمتری، زنان در نبرد توصیف شده اند اما جنگ شهری عموماً مقاومت عمومی را ایجاد می کند. مثلاً در رمان نخلهای بی سر نوشته قاسم علی فراست، جنگ کانون گرم یک خانواده خرمشهری را بر هم می زند.
در کشاکش نبرد مردان، ناصر و حسین خبر شهادت خواهر شان در خرمشهر را می شنوند. البته در این رمان توصیفی از نبرد زنان نمی شود.
در رمان دل فولادِ منیرو روانی پور، افسانه می خواهد به جنگ برود و چون نمی گذارند او مثل مردان در نبرد شرکت کند در بیمارستان مشغول کار می شود.
زنان و پشتیبانی جنگ
همواره در دوران جنگ، مسئله پشتیبانی جنگ از جمله فعالیتهای مهم نظامی محسوب می شود از ان جا که زنان نمی توانستند در میدان های نبرد حضور داشته باشند، در خاکریزهای پشتیبانی جنگ زنان رزمندگانی پرشور هستند.
الف: امدادرسانی
بحث مداوا و امدادرسانی به مجروحین جنگ قسمتی از فعالیت زنان در بخش امدادرسنی جنگ به حساب می آید.
در داستان زیر درخت آلبالو نوشته احمد اکبری مازندرانی، سیمین که شوهرش در جنگ مفقود شده دیگر نیم تواند در خانه بنشیند و حس می کند باید در جنگ سهمی داشته باشد به همین دلیل نگهداری دخترش را به مادر واگذار می کند و به بیمارستان می رود تا به مجروحین کمک کند.
در رمان ِ او را که دیدم زیبا شدم نوشته شیوا ارسطویی دختر به نام شهرزاد اگر چه با انگیزه ای متفاوت، در بیمارستان کار می کند با احساسی عاطفی به مجروحان جنگ کمک می کند.
ب: خدمات و پشتیبانی
جنگ به امدادگرانی نیاز دارد که به مداوای زخمی ها برسد اما به نیروهایی هم نیاز دارد که کار خدمات رسانی به خط مقدم را انجام دهند.
می گویند برای هر جنگی در ازالی هر رزمنده به 5 نیروی پشیبانی نیاز است. در واقع زنان در این عرصه تکمیل کننده کادر نظامی جنگ هستند و سهم مهمی در ایجاد پشتیبانی از جنگ داشته اند.
این پشتیبانی ها در عین ارزش تدارکاتی برای تقویت عِرق ملی و توسعه فرهنگ پایداری و مقاومت عمومی نقش بسزایی دارند .
در بسیاری از رمان های جنگ که در آن به زمینه جنگ در شهرها می پردازد، اغلب زنان همواره سرگرم تهیه مواد غذایی پوشاک و ... هستند.
اغلب این کمک رسانی ها، محور داستانها نیستند اما در پس زمینه بسیاری از داستانها این کمک رسانی ها دیده می شود.
زنان قربانیان جنگ شهرها
در برخی از آثار که بیشتر به روایت جنگ در پشت میدان های نبرد پرداخته می شود موشک باران و بمباران شهرها دستمایه اصلی است.
در این رمان ها جلوه هایی از خشونت جنگ روایت می شودکودکان و زنان قربانیان اصلی آن به حساب می آیند که البته این روایت به صورتی بسیار گذرا در داستان بیان شده است.
در رمان محاق، نوشته منصور کوشان، خواهر الهه که در یک مراسم جشن تولد شرکت کرده شاهد کشته شدن تعدادی از زن ها است.
در رمان کودکی های زمین نوشته جمشید خانیان، خانواده چَمَل در یک بمباران هوایی کشته می شوند و او تنها و بی کس راهی میدان های نبرد می شود.
در رمان زمین سوخته از احمد محود وقتی شهر موشک باران می شود و از میان آوارها گلابتون و کودکش را زنده در می آورند او از دیدن جسد به خون غلتیده خواهرش آشفته می شود و کودکش را محکم به زمین می کوبد. سر نوزاد شکاف بر می دارد و غرق خون می شود. گلابتون جیغ کشان دور می شود و حیاط خانه ننه باران ویران می شود.
زنان در جست و جو و انتظار
یکی از موقعیت های دردناک شخصیت های زنان در داستان های جنگ روایت مفقود شدن عزیزان آن ها است. فرزند، شوهر، برادر و پدر و...
مفقودالاثر به معنای مشخص نشدن مرگ و حیات است. درد و اندوهی که همواره با انتظاری بی پایان همراه است.
در رمان اگر بازآیی نوشته محمدابراهیم بَچی، اگرچه به مریم خبر شهادت پدرش را اعلام کرده اند اما او هنوز به زنده بودن پدرش ایمان دارد و در جست و جوی اوست و عاقبت بعد از جست و جوهای فراوان او را در یک آسایشگاه پیدا می کند.
قاسمعلی فراست در رمان گلاب خانم، روایت دردناک جست و جوی آسیه برای یافتن شوهرش را باز می گوید. تا جایی که آسیه حتی در میان شهدای گمنام به دنبال شوهرش می گردد.
در رمان به خاطر پرنده ها نوشته حسن احمدی، پیرزنی پسرش الیاس را گم کرده است. او همه جا در جست وجوی الیاس گمشده می گردد ودراین راه با ادهم جانباز آشنا می شودکه اورا در این راه همراهی می کند.
در رمان مهرسرخ حسن جابری : محمد مفقود الاثرشده وهمسرش نجمه در انتظار اوست.اگر چه دیگران اورا به ازدواج دعوت می کننداما نجمه صبر میکند تاروزی که محمد ازاسارت برمیگردد.
زنان پرستاران دلسوز جانبازان
زندگی جانبازان به عنوان یک مضمون جنگی مورد توجه بسیاری از داستان نویسان بودهاست. اگرچه جنگ 8 سال طول کشید وبا پذیرش قطعنامه دیگر صدای شلیک گلوله ها شنیده نشداما عواقب جسمی وروانی جنگ دربسیاری ازافراد شرکت کننده درجنگ تا سالیان سال ادامهخواهد داشت.جروحان ومصدومان جنگ ازاین جهت همواره مورد توجه نویسندگان جنگ بوده اند.دررمان اوراکه دیدم زیبا شدم ارسطویی زنی که برای قبولی در کنکوربه بیمارستان آمدهعاشق مجروح جنگی می شودوازاومراقبت می کندتازمان شهادتش.دربخشی ازرمان به خاطر پرنده های حسن احمدی ما شاهد رابطه مریم همسر ادهم هستیم که خود را همسنگر همسرجانبازش می داند وهمراه اوست.
دردورگردون نوشته طاهره ایبد فردوس مادرایوب جانباز که ازاو نگهداری می کند رفته رفتهبه یک نوع رشد فکری می رسد.
اما درهمه رمانهای ازاین دست ما الزاماً با فداکاری زنان مواجه نیستیم. در رمان دور گردون ثریا همسر جانباز قطع نخاع، چنان درگیر وسواس است که نمی تواند او را تحمل کند. مهتاب دختر جانباز از این وضعیت خسته شده و زود ازدواج می کند اما باز دلش هوای پدر دارد.
زنان تنها
دردناک ترین موقعیت زنان در داستان های جنگ روایت تنهایی آنها است.اگرچه این بار تنهایی زنان در میان مشکلات بازگو می شود، اما همواره در سکوت می گذرد بی جنجال.
سرود اروند نوشته منیژه آرمین نمونه ای از تنهایی زنی است که همسرش را در یک بمباران هوایی از دست داده. پسر کوچکش از ناحیه دو پا قطع عضو شده و جنازه بی سر نامزد دخترش را از خط مقدم برایش آورده اند و پسر دیگرش در جبهه است. زن داستان سرود اروند مظهر ایثار است و با جدیت می کوشد برای تغییر وضعیت خانواده کوشش کند.
در داستان ریشه در اعماق نوشته ابراهیم حسن بیگی این تنهایی نمود دیگری پیدا می کند. شفیع محمد همسری اختیار می کند که خود فرزند یک شهید است. شفیع محمد به جنگ می رود در حالی که همسرش باردار است و زن در تنهایی در بیمارستان می میرد.
پرداختن به دیگر جلوه های ایثار چون شهادت و اسارت زنان از دستمایه های دیگر نویسندگان جنگ است که اگر چه تعداد آن در خور توجه نیست اما می توان به آن اشاره داشت.
خواب سبز عشق نوشته اعظم بروجردی، روایت خاطرات سَنیه دختر جوان آبادانی است که به اسارت گرفته می شود و متحمل رنجهای فروانی می گردد.
در جنگی بود نوشته کاوه بهمن، مادرِ خانواده که در یک بیمارستان جنگی کار می کند به شهادت می رسد.
این مقاله در واقع گزارش مختصری بود از نقش زنان در رمان و داستان های بلند جنگ.
بی تردید در این بررسی نمی تون تأثیر داستان های کوتاه و حتی داستان های منتشر شده در مطبوعات را از نظر دور داشت. گمان نگارنده این است که این مقاله فتح بابی برای نگاهی عمیق تر و پژوهشی جدی تر در این حوزه است.
